مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار(1)  رفت که دوا کن . بیطار از آنچه که در چشم خَرها میکرد در چشم او ریخت و کور شد . مردک شکایت به قاضی برد و گفت : این بیطار من را خر فرض کرد و از آنچه که در چشم خرها میریخت در چشم من فرو ریخت و کور شدم ، قاضی گفت : بر بیطار هیچ تاوان نیست اگر تو خر نبودی با حضور طبیبان حاذق پیش بیطار نمیرفتی .ندهد هوشمندِ روشن رای --- به فرومایه ، کارهای خطیر
بوریاباف(2)اگر چه بافنده است --- نبرندش به کارگاه حریر


1- بیطار : دامپزشک ، پزشک حیوانات
2- بوریاباف :حصیر باف

کاروانی در یونان بزدند و نعمت بی قیاس(1) ببردند . بازگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند اما فایده نکرد .چو پیروز شود دزد تیره روان --- چه غم دارد از گریه کاروان ؟لقمان حکیم اندر آن کاروان بود ، یکی  از کاروانیان او را گفت که مگر اینان را نصیحتی کنی و موعظه ای گویی تا از مال ما دست بردارند که دریغ باشد چنین نعمتی که ضایع شود ، گفت : دریغ ضایع کردن حکمت است که با اینان گفتن .آهنی را که موریانه بخورد --- نتوان برد از او به صیقل ، زنگ
با سیه دل چه سود گفتن و وعظ --- نرود میخ آهنین بر سنگهمانا که جُرم از طرف ماستبه روزگار سلامت،شکستگان دریاب  ---  که جبر خاطر مسکین(2) ، بلا بگرداند
چو سائل به زاری طلب کند از تو چیزی ---  بده و گرنه ستمگر به زور بستاند1- نعمت بی قیاس : ثروت بی اندازه
2- جبر خاطر مسکین :  مهربانی و دستگیری از مسکین

سالن
سالن
سالن-
سالن-
سالن-1
سالن-1
سالن-1-جایگاه-عروس-و-داماد
سالن-1-جایگاه-عروس-و-داماد
سالن-1-و-جایگاه
سالن-1-و-جایگاه
سالن-1-و-جایگاه-عروس-و-داماد
سالن-1-و-جایگاه-عروس-و-داماد
سالن-1یک
سالن-1یک
سالن-2
سالن-2
سالن-2-
سالن-2-
-سالن-2
-سالن-2
سالن-اکواریم-(پیتزا)
سالن-اکواریم-(پیتزا)
سالن-اکواریم(پیتزا2
سالن-اکواریم(پیتزا2
سالن-اکواریم
سالن-اکواریم
سالن-همکف
سالن-همکف
سالن-همکف-1
سالن-همکف-1
سالن-همکف-2
سالن-همکف-2
سالن-یک
سالن-یک
سالن-یک1
سالن-یک1
Previous Next